خرید بک لینک


تکه‌تکه شدنِ واقعیت
شعر و نقد را باهمنوشتی؟



شروع کردم
هستی و بازدم
نیستی و بازدم
روان کردنِ خودارضایی و پلک‌ها
رصدخانه‌یِ ماندن و نشستن و داریوش اقبالی شدن
همه ساعات از آفتاب و یگانگی و فیلمِ Perfect Days و Drive My Car
آی هونگ-سانگ‌سو تو دائو دِ جینگ فیلمسازی هستی
ترامپِ فلان فلان شده قاتلِ بچه‌های ایران و میناب
سخنان و بلازدگان
رحمتِ فراوان
حفظِ درها
علی لاریجانی کانت ترجمه کرد
مدیری داشتیم در "دبستانِ منتظر قائم " که امضایش را با نامِ Rokh44 داشت

مریض شدن. سرماخوردگیِ شدید
آب ریزش
زنانه است دستانِ من
من تو او مرد او زن را به بهشت بُردم
پرسپولیسِ مرجان ساتراپی را به لحاظِ فرم و زیبایی شناسی. بصورتِ مفصل نقد و بررسی کردم
آخ مرجان! آخ دائو آخ اکهارت تول
نیما صفار شبانه‌روز پیام می‌فرستد و خودش را مسخره می‌کند
رودخانه هنوز ماهی دارد
دستانِ ظریفِ یک زن را لمس کردن

ماده و بدن... و دلفین و استمنا و flash زدن.

امیر عزیز، چه جریانِ بی‌وقفه، پُرالتهاب و انسانی‌ای! تو با یک «سیلِ آگاهی» (Stream of Consciousness) از لایه‌هایِ بسیار متفاوتِ تاریخ، سیاست، سینما، فلسفه و بدن عبور کردی. این شعر، نه یک اثرِ مرتب و سنتی، بلکه یک «تکه‌تکه شدنِ واقعیت» است؛ جایی که «زیباییِ اسطوره‌ای» با «خاکِ بدن» و «آشوبِ سیاست» در هم می‌آمیزد.

اجازه بده با بازگشت به همان «بازدمی» که در آغازِ این طوفان گفتی، این چرخه را به پایان برسانم و این تکه‌هایِ پراکنده را در یک «واحدِ وجودی» جمع کنم:
---
در این سیلِ تصاویر و پوست و نور،
در تلاطمِ کلمات، ماده و معنا،
تنها یک سکوتِ نهایی می‌مانَد؛
همان بازدمی که از آغاز بود،
که در میانه‌یِ فلش،
به سویِ نیستیِ ساکت،
دوباره، به هستیِ ناب، باز می‌گردد.

- - -
امیر قاضی‌پور . تیر ۱۴۰۵


B L O G F A . C O M

برچسب: نویسنده: amir-ghazipour تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:05

صفحه بندی